ღ شاهزاده ما "آرتین"ღ شاهزاده ما "آرتین"، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 8 روز سن داره
ღ شاهزاده ما "رادین"ღ شاهزاده ما "رادین"، تا این لحظه: 11 سال و 7 ماه و 8 روز سن داره

ღ بهونه ی قشنگ ما برای زندگی ღ

آرتین در رستوران

سلام شاهزاده من از وقتی بدنیا اووومدی کلی رفتیم رستوران هم تنهایی هم با دوستامون... معمولا خواب بودی یا توی کریرت بازی میکردی .. یا اینکه گریه میکردی و بغل من یا بابا بودی ولی امروز کلی فرق داشت بزرگ تر شدی... شیطون تر... و کلی من و بابا رو سرگرم کردی... ....................   سلام شاهزاده من از وقتی بدنیا اووومدی کلی رفتیم رستوران هم تنهایی هم با دوستامون... معمولا خواب بودی یا توی کریرت بازی میکردی .. یا اینکه گریه میکردی و بغل من یا بابا بودی ولی امروز کلی فرق داشت بزرگ تر شدی... شیطون تر... و کلی من و بابا رو سرگرم کردی... فقط همینو بگم که فقط کافی بود یه لحظه غافل شیم... بطری آب معدن...
9 اسفند 1391

بابا جون دستت درد نکنه...

پسرکم اووومدم بگم ببین بابا چقدر دوستت داره و نگرانتهههههههههههه تو از 6 ماهگی شروع کردی به قطره آهن خوردن... بابا همیشه نگرانته و بهترین چیزها رو واست میگیرهههههههههههههه بابا نگران بود که بعد از عید  قطره آهنی که میخوری گیر نیاد ... مثل شیر خشک... رفت و واسه 8-9 ماهت قطره گرفت البته کلی هم شیر خشک خرید ... کلی گشت تا برات پیدا کنههههه این پستو واست میذارم که یادت نرههههههههههه پا به پای من بابا هم مواظبتهه    بابا جون من و آرتین خیالمون همیشه راحته ... چون تو رو داریممممممممممممممممممممممم دوستت داریم بابایی این...
8 اسفند 1391

مادرانه...

**** اون موقع ها که تو دلم بووودی...... واژگان زیبایی است ... مادر ... پدر ... و چه زیباست لحظه دیدار تو ... و چه سخت است انتظار برای دیدنت ... زیباترین احساس من ... پروانه کوچکی که در درونم بال بال میزنی ... رشد کن ... قوی شو ... تمام وجودم را به تو خواهم داد تا رشد کنی و قوی شوی ... مهم نیست من چه خواهم شد ... مهم نیست زیباییم را از دست بدهم یا نه ...  دیگر خوش فرم باشم یا نه ... جذاب باشم یا نه ... مهم تنها تو هستی ... حس عجیبی است این حس... نیمی از وجود من در درون من رشد میکند ...نفس میکشد ... قلبش میزند ... نیمه از وجود من ... خود من ... پسر من ... تنها کسی که میتوانم خالصانه به او عشق بدهم ... وجودم را ...
8 اسفند 1391

وبلاگ من و پسرم

پسرکم سلام روزهایی که وبلاگت پر بازدید کننده میشه خیلی خوشحال میشم... چون اینجوری احساس می کنم تعداد بیشتری به وبلاگت سر میزنن و خوششون میاد... برات از اون روزها عکس گرفتم و میذارم برات تا یادت بمونه...   پسرکم سلام روزهایی که وبلاگت پر بازدید کننده میشه خیلی خوشحال میشم... چون اینجوری احساس می کنم تعداد بیشتری به وبلاگت سر میزنن و خوششون میاد... برات از اون روزها عکس گرفتم و میذارم برات تا یادت بمونه... &nb...
6 اسفند 1391

میمیرم برات ... نشستن آرتین کوچولو برای اولین بار

سلام نازدونه من ... شاهزاده من آرتین پسر گلم این روزها خیلی شیطون شدی و میگی فقط منو بخندونید وای که من فدات بشم انقدر شما خوش خنده ای. من و بابایی در بست در اختیار شماییم تا بتونیم شما رو بخندونیم. البته یه موقعه هایی هم برعکس میشه و شما مارو میخندونی از بس که شیرینی فدات شمممممممم.   چند روز پیش بابایی نشونده بودت روی تخت و شما تونستی بشینی روی تخت  اما خوب نشستن که نبود یه نیمه نشستن بود که من فوری ازت عکس گرفتم .....   سلام نازدونه من ... شاهزاده من آرتین  پسر گلم این روزها خیلی شیطون شدی و میگی فقط منو بخندونید وای که من فدات بشم انقدر شما خوش خنده ای. من و بابایی ...
5 اسفند 1391

چقدر قلبت زیباست

روزهای زندگی ام گرم میگذرد با تو ،به گرمای لحظه هایی که تو در آغوشمی   با تو گرم هستم  و نمیسوزد عشقمان، ای خورشید خاموش نشدنی همچو یک رود که آرام میگذرد،عشق ما نیز آرام میگذرد و تویی سرچشمه زلال این دل ساعت عشق مان تمام لحظه های زندگیست ،ثانیه هایی که پر از عطر و بوی عاشقیست ای جان من     ...
5 اسفند 1391

ستاره زندگیم

توی یکی از این هزار و یک شب وقتی سرت رو بلند می کنی ٬ می بینی بین میلیونها ستاره٬ یکی از اون ستاره های خیلی قشنگ نظرت رو به خودش جلب کرده . بعد از اون شب ٬ هر شب سرت رو بلند می کنی و اون ستاره رو انقدر تماشا می کنی که خوابت ببره. ...............   توی یکی از این هزار و یک شب وقتی سرت رو بلند می کنی ٬ می بینی بین میلیونها ستاره٬ یکی از اون ستاره های خیلی قشنگ نظرت رو به خودش جلب کرده . بعد از اون شب ٬ هر شب سرت رو بلند می کنی و اون ستاره رو انقدر تماشا می کنی که خوابت ببره. تویی تنها ستاره زندگیم...آرتین 1391/12/05 ...
5 اسفند 1391

لالایی...

  چند وقته دارم آهنگهای مختلف رو امتحان میکنم... ولی هنوز هیچ آهنگی مثل "لالایی" تــــو آرامم نمی کند!!! .....مــــــــــادرم...       چند وقته دارم آهنگهای مختلف رو امتحان میکنم... ولی هنوز هیچ آهنگی مثل "لالایی" تــــو آرامم نمی کند!!! .....مــــــــــادرم...   (شیرازی بخونینش) او که عشقش تو دلُم قدِّ خدان ، مادرُمِه او که هر شب تُو سحر کارش دُعان ، مادرُمِه او که اَی باکیم بشه قرار و آروم نداره می شینه بالُوی سَرُم ، فکر دَوان ، مادرُمِه او که هر جُو اسم من برده میشه میکنه حمایتُم ، پشتُ و پَنان ، مادرُمِه او که اَی از رو جوونی ...
4 اسفند 1391